<?xml version="1.0" encoding="utf-8"?>
<feed xmlns="http://www.w3.org/2005/Atom">
    <title>شهدا الگوی زندگی</title>
    <subtitle></subtitle>
    <link rel="alternate" type="text/html" href="http://shoz.mihanblog.com"/>
    <id>tag:http://shoz.mihanblog.com</id>
    <updated>2012-05-22T11:28:02+01:00</updated>
    <generator>mihanblog.com</generator>
<link rel="self" type="application/atom+xml" href="http://shoz.mihanblog.com/post/atom" />
    <entry>
        <title>تلنگر!</title>
        <link rel="alternate" type="text/html" href="http://shoz.mihanblog.com/post/2"/>
        <published>2012-01-13T07:43:30+01:00</published>
        <updated>2012-01-13T07:43:30+01:00</updated>
        <id>tag:http://shoz.mihanblog.com/post/2</id>
        <author>
            <name>بگذار  گمنام بمانم</name>
        </author>
        <summary>















امروز برای شهدا وقت نداریم+ ای داغ دل لاله تو را وقت 
نداریمبا حضرت شیطان سرمان گرم گناه است+ ما بهر ملاقات خدا وقت 
نداریم چون فرد مهمی شده نفس دغل ما +اندازه ی یک 
قبله دعا وقت نداریم در کوفه تن 
غیرت ما خانه نشین است+ بهر سفر کرببلا وقت نداریم 
تقویم گرفتاری ما پر شده از زر+ ای داغ دل لاله 
تو را وقت نداریم هر چند که خوب است 
شهیدانه بمیریم +خوب است ولی حیف که ما وقت نداریم










</summary>
        <content type="html" xml:base="http://shoz.mihanblog.com/post/2"><![CDATA[

<center>

<div id="main-page">

<div id="right">

<div id="right-post">

<div id="content">

<div id="repeat-post">

<div id="con">

<div class="text-post"><font color="#ff0000"><strong>امروز برای شهدا وقت نداریم+ ای داغ دل لاله تو را وقت 
نداریم<br><br><br><br>با حضرت شیطان سرمان گرم گناه است+ ما بهر ملاقات خدا وقت 
نداریم </strong><br><br><br><br><strong>چون فرد مهمی شده نفس دغل ما +اندازه ی یک 
قبله دعا وقت نداریم</strong><strong> </strong><br><br><br><br><strong>در کوفه تن 
غیرت ما خانه نشین است+ بهر سفر کرببلا وقت نداریم</strong><strong> 
</strong><br><br><br><br><strong>تقویم گرفتاری ما پر شده از زر+ ای داغ دل لاله 
تو را وقت نداریم</strong><strong> </strong><br><br><br><strong>هر چند که خوب است 
شهیدانه بمیریم +خوب است ولی حیف که ما وقت نداریم</strong></font>
</div>
</div>
</div>
</div>
</div>
</div>
</div>
</center>


]]></content>
    </entry>
    <entry>
        <title>گمشده پیدا شده...!</title>
        <link rel="alternate" type="text/html" href="http://shoz.mihanblog.com/post/1"/>
        <published>2011-12-26T16:36:08+01:00</published>
        <updated>2011-12-26T16:36:08+01:00</updated>
        <id>tag:http://shoz.mihanblog.com/post/1</id>
        <author>
            <name>بگذار  گمنام بمانم</name>
        </author>
        <summary>

طلائیه
 بودیم. بیل مکانیکی داشت روی زمین کار می کرد که یک شهید پیدا شد. همراهش 
یک دفتر قطور اما کوچیک بود. مثل دفتری که بیشتر مداحها دارند. برگهای دفتر
 رو گِل گرفته بود. پاکش کردم. باز کردنش زحمت زیادی داشت. صفحه اولش رو که
 نگاه کردم ، بالاش نوشته بود : عمه بیا گمشده پیدا شده






</summary>
        <content type="html" xml:base="http://shoz.mihanblog.com/post/1"><![CDATA[

<p align="justify"><strong><font face="Verdana, Arial, Helvetica, sans-serif" size="3"><font style="color: rgb(51, 51, 51);" color="#ffff00">طلائیه
 بودیم. بیل مکانیکی داشت روی زمین کار می کرد که یک شهید پیدا شد. همراهش 
یک دفتر قطور اما کوچیک بود. مثل دفتری که بیشتر مداحها دارند. برگهای دفتر
 رو گِل گرفته بود. پاکش کردم. باز کردنش زحمت زیادی داشت. صفحه اولش رو که
 نگاه کردم ، بالاش نوشته بود :</font> <font color="#00ff00">عمه بیا گمشده پیدا شده</font></font></strong></p><p align="justify"><br><strong></strong></p><p align="justify"><br></p>






]]></content>
    </entry>
</feed>

