تلنگر!
جمعه 23 دی 1390 02:43 ب.ظامروز برای شهدا وقت نداریم+ ای داغ دل لاله تو را وقت
نداریم
با حضرت شیطان سرمان گرم گناه است+ ما بهر ملاقات خدا وقت نداریم
چون فرد مهمی شده نفس دغل ما +اندازه ی یک قبله دعا وقت نداریم
در کوفه تن غیرت ما خانه نشین است+ بهر سفر کرببلا وقت نداریم
تقویم گرفتاری ما پر شده از زر+ ای داغ دل لاله تو را وقت نداریم
هر چند که خوب است شهیدانه بمیریم +خوب است ولی حیف که ما وقت نداریم
با حضرت شیطان سرمان گرم گناه است+ ما بهر ملاقات خدا وقت نداریم
چون فرد مهمی شده نفس دغل ما +اندازه ی یک قبله دعا وقت نداریم
در کوفه تن غیرت ما خانه نشین است+ بهر سفر کرببلا وقت نداریم
تقویم گرفتاری ما پر شده از زر+ ای داغ دل لاله تو را وقت نداریم
هر چند که خوب است شهیدانه بمیریم +خوب است ولی حیف که ما وقت نداریم
نوشته شده توسط: بگذار گمنام بمانم | آخرین ویرایش:- | نظرات ()
گمشده پیدا شده...!
دوشنبه 5 دی 1390 11:36 ب.ظ
طلائیه بودیم. بیل مکانیکی داشت روی زمین کار می کرد که یک شهید پیدا شد. همراهش یک دفتر قطور اما کوچیک بود. مثل دفتری که بیشتر مداحها دارند. برگهای دفتر رو گِل گرفته بود. پاکش کردم. باز کردنش زحمت زیادی داشت. صفحه اولش رو که نگاه کردم ، بالاش نوشته بود : عمه بیا گمشده پیدا شده
نوشته شده توسط: بگذار گمنام بمانم | آخرین ویرایش:- | نظرات ()
تبلیغات